محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )
567
تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى )
كرم درخت قفر اليهود طلاءً ، مانع آن از درخت انگور . منع ريختن ثمر درخت اكتمكت . رصاص تعليقاً و نيز جهت منع جميع مضارّ از جميع اشجار . سرطان نهرى تعليقاً . نخالهء باقلا ، بخوراً جهت منع ريختن شكوفهء آن آزموده . متفرّقات روييدن هليون هليون مجرّب دانستهاند . منع فساد حبوب زرع ضبع پوستش . منع زنگ گرفتن آلات آهنى رصاص . مهرّى كردن ( پختن ) گوشت اسد العدس . بطيخ پوستش ، به غايت آزموده . رفع تغيير اطعمه جوز جهت روغن و ساير اطعمه . در فصل غسل ادويه نظريهء روغن متكرّج و كهنه كه طعم آن تند شده باشد ، مذكور است . تطييب روغنها در روغن عود كه در طريق سيّم قسم اوّل دستورات مذكور است ، سياهى و بوى دود روغنها كه از سوختن به هم رسد - چون روغن گندم و غيره - را ازاله نمايد . در باب يازدهم سفيد كردن روغنها ، جهت طيوب مذكور است . حفظ پيه شحم . حفظ جثّه ميّت صبر طلاءً . عسل طلاءً . قطران . مرّ طلاءً ، جهت حفظ از تعفّن به غايت مؤثر .